نقد و بررسی و دانلود آثار مشاهیر داستانویسی ایران و جهان ( آدرس فیس بوک ما :my lonely owl )
ولین بار که صد سال تنهایی را خواندم هیچ نفهمیدم ، نوجوان بودم و پر مدعا ، ولی هیچ جاذبه ای نداشت . به سنت گذشته ، که چیزی را نمی فهمیدم ، باز دوباره شروع به خواندن کردم ، و باز و باز ، چند سال پشت سر هم ، هر زمان که فرصتی می شد ، همین طور تفال مانند ، جایی از آن را باز می کردم و می خواندم . زمان کنکور ، چند بار از اول تا اخرش را خواندم و هنوز از آن سیر نمی شدم . انگار که جادو شده باشی ، مسخ شده باشی ، آن قدر زیبا بود که کلمات از جلوی چشمانت به سرعت می گذشتند و با خود می بردند ، از آن عقب نمی افتادی ، جلو هم نیم افتادی ، همراه بودی و می گذشتی ...
جادوی مارکز این بود . درست است که این آخر ها ، او هم چون ساراماگو در گرداب عامه پسندی افتاده بود و دیگر آن جادو ی سابق را نداشت ولی هنوز هم دوست داشتنی بود . فرزند خلف بورخس و فاکنر ...
هنوز که هنوز است ، گردوخاک که می شود ، یاد ماکوندوی عزیزش می افتم ، احساس می کنم که ما نیز روزی زیر این گردو خاک مدفون می شویم . انگار در همه ی دوران و همه جا ، سده ای باید باید بگذرد ... شاید حتی کم تر از صد سال ... همین زودی ها
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 12:44  توسط داريوش | 
صد سال تنهايي (1)

صد سال تنهايي (2)

روسپيان سودازده ي من

شب خسوف

روياهايم را نمي فروشم

دوازده داستان سرگردان

آخرين سفر كشتي خيالي

كسي به سرهنگ نامه نمي دهد

مرگ مدام در ماوراي عشق

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 0:3  توسط داريوش | 

حتما ً اسم رئالیسم جادویی به گوشتان خورده است ، رئالیسمی  که محصول آمریکای جنوبی است ، سرزمینی که سستی کشورهای لاتین را به ارث برده و سادگی زندگی بومی و سرشار از خرافات و سنت ها . بدون تردید مارکز این سبک را به اوج خویش رساند و شاهکار های او چون صدسال تنهایی و عشق سالهای وبا، نمونه های بارز این سبک هستند . بستر اصلی این سبک رهاشدن در داستان ها و افسانه ها و واقعی جلوه دادن آن در دید خواننده است ؛به صورتی که خواننده خود را در داستان غرق کند و همه چیزهایی که به نظرش ناممکن بیاید ، با توصیفات نویسنده  ، واقعی و منطقی به نظر برسد . پیش زمینه های سیاسی در آمریکای جنوبی بی تردید در خلق چنین آثاری نقش داشته است . بستر این داستان ها و پایه ی آنها از نویسندگانی چون گوگول و سروانتس گرفته شده است . شاید بتوانیم بگوییم این ادبیات چیزی بین رئالیسم روسی و سورئال فرانسوی و اسپانیایی است که با فرهنگ ، سنت ها ، عقاید و وضعیت سیاسی آمریکای جنوبی آمیخته شده و معجونی بس عجیب و دل چسب را برای همگان مهیا کرده است .

صدسال تنهایی شاید معروفترین ، پرفروش ترین و زیباترین کتاب ادبیات آمریکای جنوبی باشد . کتابی که داستان زندگی یک شهر است و خانواده ای از آن ، خوانواده ی بوئندیا و افراد عجیب و غریب آن ، با افکار و سرشت خاص ، زندگی عجین با راحتی ، راحتی درونی . ما در این رمان مهم ترین موضوع تاریخ را در قالب یک داستان مرور می کنیم : ظهور و سقوط تمدن ها ، دلایل و عوامل آنها . داستان ریشه در کودکی مارکز دارد ، سرزمینی که در آن بزرگ شده با تمامی افرادش ، جنگ ها ، سرهنگ ها ،

کودتا ها ، شهوات و همه ی خرافات . مارکز جامعه ی خویش را با همه ی این ها را در قالب صدسال تنهایی گنجانده است . در واقع درک وقایعی که در صدسال تنهایی رخ می دهد ، برای کسی که در خود آمریکای لاتین زندگی می کند ، دشوار نیست ، چون چیزی که در نظر ما ، خواننده ای که کیلومترها فرهنگمان با آنها فرق دارد ، عجیب و غریب است، در نظر  آنها کاملا ً واقعی و ملموس می باشد . در این جاست که هنر نویسنده آشکار می شود تا واقعیت های جامعه ی خویش را که آنرا با اغراق هم آمیخته و بصورت سمبل درآورده ، برای دیگران ملموس سازد . ماکوندو شاید در ابعاد بزرگتر تصویری کوچک از جهان باشد و نابودی آن ، زمانی که زیر توفانی از شن مدفون می شود و چقدر این صحنه دردناک است . نویسنده تمدنی را بوجود می آورد و خود آن را با دستان خویش به خاک می سپارد .

 

خلاصه داستان :

صدسال تنهایی ، داستان صدسال زندگی یک خانواده از اولین آن تا آخرین نسل آن ، در جامعه ای کوچک به نام ماکوندو می باشد . اتفاقاتی که در اوج گیری این شهر و خانواده رخ می دهد، دست مایه ی اصلی داستان است .

 

کتاب نامه :

صدسال تنهایی ، گابریل گارسیا مارکز ، دکتر محیط ، انتشارت محیط

( این کتاب توسط مترجم های مختلف و انتشارات مختلف در سالهای گذشته چاپ شده و یکی از پرفروشترین کتاب های ترجمه ای در بین کتاب های خارجی است )

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 9:18  توسط داريوش | 

نوشتن از این کتاب کمی برای من سخت است . کتاب مثل همه ی کتاب های مارکز نیست ، مارکزی که در کارنامه اش صدسال تنهایی ، گزارش آدم ربایی ، زیستن برای باز گفتن ، عشق سال های وبا و .... دارد ، شاید سبک روایی نویسنده در این کتاب نیز رعایت شده باشد ، اما موضوع داستان در ابتدای قرن بیستم ، کمی عجیب است . زندگی یک پیرمرد شاید برای خوانندگان جذاب نباشد ولی وقتی این پیرمرد عاشق شود و فیلش یاد هندوستان کند ، آن وقت مسأله ابعاد دیگری پیدا می کند .

وقتی در مورد این کتاب با چند صاحب نظر دیگر صحبت می کردم ، آنها هم این عقیده را داشتند که این کتاب  بیشتر یک کتاب به اصطلاح pop است و با اندیشه های مارکز که در کتاب های قبلی از او دیده ایم زمین تا آسمان تفاوت دارد اما من نظر دیگری داشتم چون مارکز در این کتاب حرفهای بسیاری برای گفتن دارد که حرف های جدید او ریشه در سن و سال او دارد و مارکز هم مانند نویسنده هایی است که اگرچه در گذر زمان نگارشش تغییر نکرده و همان مارکز صدسال تنهایی است ( منتها به شکلی ضعیف تر )  اما اندیشه هایش دارد تغییر می کند ، اندیشه های سیاسی در آثار او کم رنگ تر شده است و در این کتاب به ندرت آن هم با گوش و کنایه وبا انتقادی لطیف به آن می پردازد . درک حالات روحی امروز مارکز به ما در فهمیدن کتاب کمک شایانی می کند اما این کار خود بسیار مشکل است و حال و روز پیر ها را فقط پیرها می فهمند.

رئالیسم جادویی در این کتاب کم رنگ شده و نه به سورئال بلکه به ادبیات رمانتیک آن را نزدیک کرده است . در نظر ما که کتاب را می خوانیم جذاب است و ما به شدت جذب آن می شویم گویی که داریم شعر زیبایی را می خوانیم ، از آن شعرهای تغزلی که شاعر احساساتش را بیان می کند و هدفش فقط همین است و چون شاعر از احساساتش صادقانه سخن می گوید عمیقاً بر دل می نشیند و ما را مفتون خود می کند مثل غزل های سعدی ، گوته و شیلر و بایرون و شکسپیر ، مارکز هم در این اثر از همین احساساتش می گوید ، بدون در نظر گرفتن هنجارها ی یک داستان نویس ، دیگر شاید رعایت قید و بند ها برای او مهم نباشد و او بیشتر به احساسات خودش فکر می کند و ادبیات را وسیله ای برای این کار قرار داده است ، دغدغه های یک پیرمرد شاید برای ما که هنوز بهمان جوان هم نمی گویند سخت و غیرممکن باشد وهر چقدر که فکر کنیم و تخیلمان قوی باشد باز هم نمی توانیم دغدغه های سنی که آنرا تجربه نکرده ایم را درک کنیم . وقتی این کتاب را تمام کردم اولین چیزی که به خاطرم رسید کتاب پیرمرد و دریا همینگوی بود. کتابی در مورد نبرد برای اثبات بودن ، بودن در این کره ی خاکی ، این که فقط هستیم چون نفس می کشیم کافی نیست ، برای بودن باید جنگید ، خودت را نشان داد ، نشان داد که پیرها نمرده اند و زنده اند ، این چیزی بود که همینگوی در کتاب پیر مرد و دریا به تصویر کشید . نبردی که علی رغم اسم کتاب نبرد بین پیرمرد و دریاست ، ولی در حقیقت نبرد بین پیرمرد با خودش است ، خودی که منجر به جنگیدن با دیگران می شود تا وجود و منیت خود را به اثبات برساند .

این کتاب نیز همین است ، منتها در ابعاد دیگر ، مارکز در این کتاب این زنده بودن و اثبات خود را در عشق ورزیدن و مسائل جنسی می بیند . دیدن زندگی در این سن آن هم برای نویسنده ای مثل مارکز است که شروع ابهامات است . این کتاب از دو جهت از کتاب های دیگر مارکز پیچیده تر است : روانشناسی و شعرگونه بودن داستان .

در مورد اول مسئله واضح تر است و البته برای مارکز آسان تراست که تصویری از خودش فقط چند سال پیرتر را ترسیم کند . روان یک پیرمرد شاید از نظر ما پیچیده نباشد چون ما پیرمرد ها را بچه های ریش دار می دانیم اما برای او ، نمی دانم ، شاید یک نوع اتو بیو گرافی باشد، شاید هم فقط دررویاهایش باشد که او هم در 90 سالگی بخواهد با یک دختر باکره بخوابد، هوس پیر و جوان نمی شناسد و این انسان دو پا تا لحظه ی مرگش می خواهد لذت کند چون می ترسد بعد از مرگش این فرصت برایش پیش نیاید .

از لحاظ ساختار داستان هم باید بگوییم یک شعر است ، شاید یک شعر پارناس از آنها که ما در ایران شعرهای فروغ را داریم ، شاید هم زنگی یک شاعر با دغدغه هایش باشد ، مثل زندگی شاملو و لورکا. اما این شعر با دیگر اشعار این شاعر بزرگ فرق دارد . این را همه می دانند که خواندن صدسال تنهایی حتی از خواندن اشعار بزرگترین شاعران جهان هم دلنشین تر است . با وجودی که ما سخن آن شاعران را می شنویم ، لذت می بریم و به خاطر می سپاریم، اما باور نداریم ، این کتاب را هم می خوانیم و لذت می بریم و به مارکز آفرین می گوییم که چنین کتاب

زیبایی را نوشته است ، اما آنرا باور نداریم ، می گوییم پیر است و سر پیری و معرکه گیری ، این برای یک نویسنده تلخ است که بفهمد کتابی را که نوشته و همه خوششان آمده را کسی باور ندارد ، و فاجعه است که هنگامی که آن را می نویسد بداند که کسی آنرا باور نخواهد کرد ، نمی دانم مارکز جز کدام دسته است ، اماکتاب ارزش خواندن را دارد چون مارکز نویسنده اش است و سبکش را به هر حال خیلی دوست دارم .

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 1:31  توسط داريوش | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ساده است نوازش سگی ولگرد
شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی می رود
وگفتن اینکه سگ من نبود

ساده است ستایش گلی
چیدنش واز یاد بردن
که گلدان را آب باید داد

ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتن بی احساس عشقی
او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمیشناسمش

ساده است لغزشهای خود را شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان
و گفتن که من این چنینم

ساده است
که چگونه می زیم

باری زیستن
سخت ساده است
و پیچیده نیز هم

پیوندهای روزانه
آرشیو مقاله های فارسی
sksd2
نقاشی و هنر
دانلود کتاب
روزنامه های ایران
دنیای pdf
سايت كتاب قفسه
goodreads
صادق هدایت ( 2 )
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1393
فروردین 1393
بهمن 1392
دی 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
آبان 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
آرشيو
آرشیو موضوعی
ادبیات داستانی لاتین
جان بارت
گوستاو فلوبر
خورخه لوییس بورخس
نوشته های سگ ولگرد
رویای مرگ
خواب خوش
بهومیل هرابال
ایتالوکالوینو
امبرتواکو
نیکوس کازانتزاکیس
اینیاتسیوسیلونه
هنریک ایبسن
استاندال
پاموک
کورت ونه گات
هرتامولر
بوریس پاسترناک
ادبیات داستانی چک
ری برادبری
عزیز نسین
یوکیو میشیما
ادبیات داستانی آسیا
شل سیلوراستاین
فدریکو گارسیا لورکا
کارلوس فوئنتس
خولیو کورتاسار
دانلود داستان های چاپ نشده ی چارلز بوکوفسکی (1)
سروانتس
رومن رولان
جک لندن
هنری میلر
میخاییل شولوخف
پل استر
ماشادودآسیس
میخائیل بولگاکف
رضاقاسمی
رومن گاری
آرتور شنیتسلر
ایشی گورو
کوبو آبه
ج.ام.کوتسیا
ریموند کارور
بودلر
جان کندی تول
ال .ای .دکتروف
ابراهیم گلستان
الکساندر سولژنیتسین
سال بلو
صادق هدايت
داستايوسكي
ژوزه ساراماگو
لويي فردينان سلين
فرانتس كافكا
داستان هاي كوتاه
تولستوي
چخوف
فلوبر
جي دي سلينجر
جيمز جويس
آلبركامو
نقد رمان و داستان
صد رمان برتر جهان
نیکلای گوگول
سارتر
هوشنگ گلشیری
صادق چوبک
غلامحسین ساعدی
محمد علی جمال زاده
ارنست همينگوي
دانلود آثار صادق هدايت
دانلود آثار صادق چوبك
دانلودآثار گلشيري
دانلودآثار جمال زاده
دانلودآثار ساعدي
دانلود آثار برتر ادبيات جهان
شهرنوش پارسی پور
ویرجینیا وولف
ویلیام فاکنر
ادگار آلن پو
ميلان كوندرا
گونترگراس
هاينريش بل
توماس مان
هرمان هسه
صمد بهرنگي
بزرگ علوي
برتولت برشت
جلال آل احمد
چارلز بوکوفسکی
ریچارد براتیگان
دوریس لسینگ
اونوره دو بالزاک
سامرست موام
مارسل پروست
ساموئل بکت
ويلاديمير ناباكوف
ارسکین کالدول
ادبیات داستانی ایران
ادبیات داستانی روسیه
ادبیات داستانی فرانسه
ادبیات داستانی آمریکا
ادبیات داستانی انگلیس
ایوان گنچاروف
سیمون دوبووار
گابریل گارسیا مارکز
ماریو باگاس یوسا
دانلود آثار جلال آل احمد
ادبيات داستاني آلمان
پیوندها
آدرس فیس بوک ما
روزنامه هاي ايران
دانلود كتاب ( 1 )
كتاب نامه
سايت شخصي رضاقاسمي
sksd2
بوف تنهايي من
دانلود بهترین های موسیقی ایران و آمریکا
minus1
2shanbe
نقد فیلم دلنمک
مرکز اطلاعات سینمایی ( imdb)
سیب گاز زده
یک پزشک
تئاتر شهر
ایران تئاتر
حق جنون
کافه سینما
کتابدوست
کتابناک
یادداشت های یک معدنچی
پرده ی شیشه ای
مرد مرده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM