نقد و بررسی و دانلود آثار مشاهیر داستانویسی ایران و جهان ( آدرس فیس بوک ما :my lonely owl )
تاراس بولبا

شنل

یادداشت های یک دیوانه

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 0:32  توسط داريوش | 

می خواهم در مورد کتابی صحبت کنم که همه آن را شاهکار بی بدیل گوگول می دانند . کتابی که در سالهای غربت و سرگردانی گوگول در اروپا شکل گرفت و بدون شک در شکل گیری شخصیت چیچیکف نیز نقش داشت . شاید چیچیکف منفورترین قهرمان تاریخ ادبیات باشد ، اما بدون شک بسیار جالب است و مانند آکاکی داستان شنل که بدبختی از او می بارد ، هر دو ، خواننده را مجذوب خود می کنند و در  از مواردی حتی به چیچیکف برای اعمال پلیدش ،حق هم می دهد .

ریشه ی اصلی داستان در خرید رعیت های مرده است که چیچیکف برای دست یابی به سود حاصل از گرو گذاشتن آن نزد بانک و گرفتن وام  دست به خرید این سرف ها می کند . ما با چیچیکف همراه می شویم و با او به خرید آنها می پردازیم ، با ملاکان مختلف آشنا می شویم و روحیات و اخلاقیات آنها را از سر می گذرانیم . رمان از همه نظر به یک تابلوی نقاشی شباهت دارد ، تابلویی که تمامی جامعه ی روسیه را در برمی گیرد ، در یک بعد کوچک ، توصیفات گوگول در این رمان حیرت آور است و به شدت واقعی . زبان طنز او از همیشه قوی تر و پخته تر است. داستان در بعضی موارد سیاسی می شود و به نظام سیاسی کشور حمله می کند ، در بسیاری از فصول بوروکراسی اداری روسیه زیر سوال می رود و از رشوه گیری ها ، زد و بندها و رابطه بازی ها به شدت انتقاد می شود و در نهایت باید بگوییم که در تمامی فصول ، به شدت رفتار مردم روسیه و اخلاقیات آنها ، از یک سرف ساده گرفته تا وزیر کشور توسط گوگول کوبیده می شود .

حجم انتقادات در این کتاب با هیچ کتابی قابل قیاس نیست  و تنها از خامه ی نویسنده ای چون گوگول برمی آید که یک چنین هجمه ای را در قالب طنز و بدون حس انزجار روی کاغذ بیاورد . توصیفات بی بدیل او از افراد در جاهایی از داستان به شدت نمایان است . از توصیف پلوشکین ، مظهر دنائت و پستی بشری تا نوزدرف ، مظهرعیاشی وبیقیدی  و دروغگویی گرفته تا

توصیفات او از خانم ها . به خصوص فصلی که دوخانم به ردوبدل کردن اطلاعات خویش در مورد چیچیکف و اعمالش می پردازند . او حتی در مورد پلوشکین هم،روند سقوط شخصیتی او را بیان می کند و به خواننده اجازه نمی دهد که بدون پیش زمینه ی فکری در مورد او قضاوت کند .

آیا او دوست دارد که این پلیدی ها را بیان کند ؟ مسلماً نه ، همان طور که خود می گوید :

 ((خوشا به حال نویسنده ای که از کنار چهره ها و کاراکترهای کسالت آور و نفرت انگیز می گذرد ، گرچه ممکن است متاسفانه واقعیت داشته باشد . نویسنده ای که در کنار دریای ساکن انسانها فقط تعداد کمی از شخصیت های استثنایی را برمی گزیند و هرگز لزومی نمی بیند که از نت بالای داستان خود پرده ای بکاهد و هرگز این فروتنی را ندارد که نگاهی نیز به سوی برادران بینواتر خود بیفکند ))

نفوس مرده نیز مانند دیگر آثار گوگول مورد خشم و نفرت مردم ، ملاکان و حکوت تزار قرار گرفت . همان طور که او در کتاب می گوید :

 (( نویسنده ای که مورد تایید معاصرانش قرار نمی گیرد ، کارهایش سانسور و مردود می شوند و مانند مسافری بی خانمان ، در میان جاده ها تک و تنها ، بدون فریادرس و تفاهم رها خواهد شد . آری ، این بهره ایست تیره و تار و او محکوم به انزوایی تلخ است ))

رمان ادامه ای داشته که عمر گوگول برای به پایان بردن آن کفاف نکرده است . خیلی ها اعتقاد دارند که این اتفاقی خوش یمن بود که گوگول ادامه ای براین رمان ننوشت ، چون او در پایان عمر دچار شک و تردیدی عمیق شد که بر آثارش تاثیر گذاشت . یک نوع شک و ترس مذهبی ویرانگر روحی . ادامه ای بعدها بر این رمان نوشته شد که اصلا ً موفقیت آمیز نبود .

اما پیام اصلی داستان چیست ؟ فقط بیان زشتی ها و پلیدی های نسل آدم ؟ نه ، پیام گوگول ، نصیحتی پدرانه به روسیه بود و پیش بینی آینده و گفتن این که به کجا می رویم ؟ همان طور که در آخر رمان می گوید :

(( تو ای روسیه ، به کجا پرواز می کنی ؟ ...پاسخ نمی دهد . از زنگ های کالسکه ( روسیه ) نواهای شادمانه ای برمی خیزد . هوا بریده بریده می شود و تبدیل به باد می گردد . همه چیز روی زمین به سرعت می گذرد و سایر ملل و کشورها نگاه هایی نگران و از زیر چشم به آن می اندازند و از کنار آن عبور می کنند ...))

و این نگرانی کم تر از صد سال بعد تحقق یافت . توفان انقلاب در راه بود ...

 

 خلاصه ی داستان :

 

چیچیکف برده های روسی را که مرده اند از مالکانشان می خرد ، برده هایی که غیر از مالیات چیزی برای صاحبانشان ندارند ( سرشماری برده ها هر ده سال یک بار انجام می شد و در این مدت تعداد بسیاری از این ها می مردند ) در این بین او برده های مرده را با قیمتی بسیار نازل می خرد و از آنها را برای گرفتن وام بانکی استفاده می کند و در این میان با حوادث و انسان های بسیاری روبرو می شود .

 

 

کتابنامه :

مردگان زرخرید ( نفوس مرده ) ، نیکلای گوگول ، فریدون مجلسی ، انتشارات نیلوفر

( این کتاب تحت عنوان نفوس مرده در سالهای دور با ترجمه ی کاظم انصاری نیز چاپ شده است )

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 8:52  توسط داريوش | 

(( همه ی ما از زیر شنل گوگول بیرون آمدیم ))

این جمله ای است که در ادبیات روسیه جایگاه بالایی دارد ، با کنایه ای که در آن ا ت ، در واقع می گوید که ما همه شاگردان گوگول هستیم و موفقیت ادبی خود را به او مدیون .

نیکلای گوگول بدون تردید پدر رئالیسم روسی است و داستان کوتاه شنل او،

نقطه ی عطف تاریخ ادبیات داستانی . نویسنده ای که از بعد تاریخی هم در نظر بگیریم بعد از پوشکین ، پدر ادبیات روسیه، قرار می گیرد . بیشتر از همه کس شاید او تحت تاثیر سروانتس و شاهکار او دون کیشوت قرار گرفته باشد و سبک نوشتاری او به سروانتس شباهت هایی دارد . گوگول خود طنز است ، داستان هایش با هیچ شروع می شود ، با یک سوژه ی شاید در ابتدا مزخرف و پیش پا افتاده ، با خنده ادامه می یابد و با گریه به پایان می رسد . حجم آثار او اندک است اما همین آثار ، باعث به دنیا آمدن سبکی شد که اروپای رمانتیسم و بعد ناتورالیسم را به احترام واداشت و ادبیات داستانی قرن نوزدهم روسیه را به درخشان ترین دوره ی ادبیات تبدیل کرد . اروپا به رمانتیسمی کشیده می شد که از کلاسیک ها و فلاسفه ی آن بیزار شده بود و قوانین کلاسیک ویرژیل و دیگران داشت به فراموشی سپرده می شد . قوانینی خشک که در چهارچوب خاصی قرار داشت و هرگز از این چهارچوب خارج نمی شد . هوگو و شاتوبریان در فرانسه و گوته و شیللر در آلمان سردمدار رمانتیسم ها شدند . در این میان بالزاک رئالیسم فرانسوی را توسعه داد . اما بزرگترین نویسنده ی رئالیسم قرن نوزدهم فرانسه ، گوستاو فلوبر بود که به گفته ی خودش به شدت تحت تاثیر گوگول قرار داشت و رمان فرانسوی را از حالت کلاسیک و رمانتیک آن خارج کرد و به آن جنبه ای تلخ از رئالیسم داد . این تلخی در آثار فلوبر مانند آثار گوگول پوشیده نیست و کاملا ً آشکار است . گوگول تلخی ها را زیر بار طنز خویش قرار می داد ، سبک او این چنین بود . اما فلوبر این تلخی را از همان اول به خواننده القا کرده او را زیر بار تلخی حقیقت خرد می کرد. سبک او فوق العاده ساده بود مانند گوگول ، اما شیرینی و طنز سبک او را نداشت ، او خودش این طور می خواست . تعریف او از رمان هایش ، به خصوص مادام بوواری و تربیت احساسات ، شکستن چهارچوب رمان و براورده نکردن انتظارات خواننده از قهرمانان داستان است . تفاوت داستان های اوبا  گوگول مانند این است که شربتی تلخ را خالی بخوریم یا با مقدار کمی شیرینی ...فراموش نکنیم که فلوبر در نویسندگی الهام بخش کافکا شد.

شاید نویسنده ای که کم ترین تاثیر را از گوگول گرفته است ، تولستوی است . نابغه ای از طبقه ی اشراف که بزرگترین رمان های تاریخ ادبیات را نوشت . شاید یک عاشق کتاب ، هرگز هیچ کدام از آثار گوگول را نخوانده باشد ، ولی حتما ً جنگ و صلح تولستوی را خوانده است . از این جهت می گوییم کم ترین تاثیر را داشته ، که سبک نوشتاری آنها با هم بسیار متفاوت است و این تفاوت بیشتر فنی ست تا ساختاری ، هر دو متعلق به رئالیسم اند منتها با دوزبان متفاوت . حتی زبان داستایوسکی هم با او متفاوت است ، منتها نه به اندازه ی تولستوی ، درست است که او هم سبکی متفاوت با گوگول داشت ، اما در انتقاد و توصیف روحیه ی انسان ها از او هم پیشی گرفت و ادبیات روسیه را به اوج خود رساند .

اما در این میان سه نویسنده ی دیگر به شدت تحت تاثیر او قرار گرفتند : تورگنیف ، گنچاروف و چخوف .

تورگنیف که همین جمله ی خارج شدن از شنل گوگول از او نقل شده ، ادم زیادی ، شاهکارش را ، تحت تاثیر گوگول نوشت . اگر گوگول نبود ، ابلوموف گنچاروف زاده نمی شد و اگر گوگول نبود ، استاد داستان کوتاه ، یعنی چخوف ، هرگز به این درجه از استادی نمی رسید . چخوف ، بدون تردید در بین همه ی نویسندگان بیش از همه به او شبیه است . طنز ، سادگی نوشتار ، سادگی سوژه ، پایان های تلخ ، جنبه ی انتقادی از شخصیت مردم ، انتقاد از بوروکراسی اداری و پرداختن به بورژواها و اشراف و طبقه ی متوسط ، همه و همه تحت تاثیر گوگول است . قبل از گوگول ، داستان کوتاهی زاده نشده بود و شنل ، بدون تردید اولین داستان کوتاه کلاسیک بود که نوشته شد و هنوز هم در بین بهترین داستان های کوتاه قرار می گیرد . چخوف بدون شک استاد داستان کوتاه است ، اما پدر آن گوگول است . داستان کوتاه به فرانسه رفت و دوماپاسان و دوده آن را تعمیم دادند . به آمریکا رفت و آلن پو آن را به اوج خود رساند ، با نوشته هایی عجیب و زیبا . صادق هدایت بیش از همه ی نویسندگان پیش تاز در ایران، بر آیندگان خود به خصوص جلال آل احمد و صادق چوبک  تاثیر گذاشت . او بیش از همه چیز در داستان کوتاه دست داشت و در این راه تحت تاثیر چخوف و آلن پو بود و کافکا را هم تحسین می کرد . پس آیا بیراه گفته اند که همه ی ما از زیر شنل گوگول بیرون آمده ایم ؟

این را من نمی گویم ؛ خود نویسنده ها می گویند : با گفته ها و آثارشان .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 9:24  توسط داريوش | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ساده است نوازش سگی ولگرد
شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی می رود
وگفتن اینکه سگ من نبود

ساده است ستایش گلی
چیدنش واز یاد بردن
که گلدان را آب باید داد

ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتن بی احساس عشقی
او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمیشناسمش

ساده است لغزشهای خود را شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان
و گفتن که من این چنینم

ساده است
که چگونه می زیم

باری زیستن
سخت ساده است
و پیچیده نیز هم

پیوندهای روزانه
آرشیو مقاله های فارسی
sksd2
نقاشی و هنر
دانلود کتاب
روزنامه های ایران
دنیای pdf
سايت كتاب قفسه
goodreads
صادق هدایت ( 2 )
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1393
فروردین 1393
بهمن 1392
دی 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
آبان 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
آرشيو
آرشیو موضوعی
ادبیات داستانی لاتین
جان بارت
گوستاو فلوبر
خورخه لوییس بورخس
نوشته های سگ ولگرد
رویای مرگ
خواب خوش
بهومیل هرابال
ایتالوکالوینو
امبرتواکو
نیکوس کازانتزاکیس
اینیاتسیوسیلونه
هنریک ایبسن
استاندال
پاموک
کورت ونه گات
هرتامولر
بوریس پاسترناک
ادبیات داستانی چک
ری برادبری
عزیز نسین
یوکیو میشیما
ادبیات داستانی آسیا
شل سیلوراستاین
فدریکو گارسیا لورکا
کارلوس فوئنتس
خولیو کورتاسار
دانلود داستان های چاپ نشده ی چارلز بوکوفسکی (1)
سروانتس
رومن رولان
جک لندن
هنری میلر
میخاییل شولوخف
پل استر
ماشادودآسیس
میخائیل بولگاکف
رضاقاسمی
رومن گاری
آرتور شنیتسلر
ایشی گورو
کوبو آبه
ج.ام.کوتسیا
ریموند کارور
بودلر
جان کندی تول
ال .ای .دکتروف
ابراهیم گلستان
الکساندر سولژنیتسین
سال بلو
صادق هدايت
داستايوسكي
ژوزه ساراماگو
لويي فردينان سلين
فرانتس كافكا
داستان هاي كوتاه
تولستوي
چخوف
فلوبر
جي دي سلينجر
جيمز جويس
آلبركامو
نقد رمان و داستان
صد رمان برتر جهان
نیکلای گوگول
سارتر
هوشنگ گلشیری
صادق چوبک
غلامحسین ساعدی
محمد علی جمال زاده
ارنست همينگوي
دانلود آثار صادق هدايت
دانلود آثار صادق چوبك
دانلودآثار گلشيري
دانلودآثار جمال زاده
دانلودآثار ساعدي
دانلود آثار برتر ادبيات جهان
شهرنوش پارسی پور
ویرجینیا وولف
ویلیام فاکنر
ادگار آلن پو
ميلان كوندرا
گونترگراس
هاينريش بل
توماس مان
هرمان هسه
صمد بهرنگي
بزرگ علوي
برتولت برشت
جلال آل احمد
چارلز بوکوفسکی
ریچارد براتیگان
دوریس لسینگ
اونوره دو بالزاک
سامرست موام
مارسل پروست
ساموئل بکت
ويلاديمير ناباكوف
ارسکین کالدول
ادبیات داستانی ایران
ادبیات داستانی روسیه
ادبیات داستانی فرانسه
ادبیات داستانی آمریکا
ادبیات داستانی انگلیس
ایوان گنچاروف
سیمون دوبووار
گابریل گارسیا مارکز
ماریو باگاس یوسا
دانلود آثار جلال آل احمد
ادبيات داستاني آلمان
پیوندها
آدرس فیس بوک ما
روزنامه هاي ايران
دانلود كتاب ( 1 )
كتاب نامه
سايت شخصي رضاقاسمي
sksd2
بوف تنهايي من
دانلود بهترین های موسیقی ایران و آمریکا
minus1
2shanbe
نقد فیلم دلنمک
مرکز اطلاعات سینمایی ( imdb)
سیب گاز زده
یک پزشک
تئاتر شهر
ایران تئاتر
حق جنون
کافه سینما
کتابدوست
کتابناک
یادداشت های یک معدنچی
پرده ی شیشه ای
مرد مرده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM